امشب
بیا
چشم در چشم
تا سحر سکوت کنیم
نه گله ای باشد
نه درددلی
بگذاریم سیر شوند چشمانمان
از شهوت عشق
بی زحمت دلت را
تنها بیاور
.
.
.

حالا که
کم داریم عشق را
اگر خلوت عاشقانه ناز میکند و پیش نمی آید
تو بیا ، به سراغش برویم
در خلوتی که زبان نور الکن است
و صدای آه .... تار به تار تن را می نوازد
نفس های رفته باز بر می گردند
داغ میشوند
و
بالا و پایین می خزند لبها ... بی اختیار
.
.
.

/ 0 نظر / 11 بازدید